اگر چه فعالیت صنعت فولاد در ایران در بازه یکساله در نظر گرفته میشود ولی محاسبات نشان میدهد که نرخ بهرهبرداری کارخانهها به ۶۳ درصد رسیده که به معنای آن است که تولید واقعی تنها معادل ۷.۵ ماه کارکرد با ظرفیت کامل بوده و مابقی مدت، واحدها با رکود یا توقف مواجه بودهاند.
به گزارش فولادبان، تقویم تولید در صنعت فولاد ایران دیگر تابع نظم معمول فصلها نیست و آنچه بیش از برنامه تولید، زمان فعالیت کارخانهها را تعیین میکند، وضعیت برق و گاز است؛ محدودیت برق از نخستین ماه سال آغاز میشود، در تابستان شدت میگیرد و درست زمانی که فولادسازان به دنبال جبران عقبماندگی تولید هستند، محدودیت گاز از راه میرسد و بار دیگر بخشی از ظرفیت صنعت را از مدار خارج میکند.
این شرایط لزوماً به معنای تعطیلی کامل کارخانهها نیست، بلکه بسیاری از واحدها در تمام طول سال فعال هستند اما در مقاطع مختلف با درصدی از ظرفیت خود کار میکنند و همین کاهشهای پیدرپی در نهایت باعث میشود فاصله میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی صنعت بیشتر شود.
آمار تولید سال ۱۴۰۴ تصویری قابل تأمل از وضعیت صنعت فولاد ارائه میدهد؛ انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران در ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد تولید فولاد کشور در سال ۱۴۰۴ با رشد ۶.۲ درصدی به ۳۲.۱ میلیون تن رسیده است، اما این میزان تولید تنها توانسته سطح تولید سال ۱۴۰۲ را دوباره ثبت کند و همچنان فاصله محسوسی با ظرفیت نصبشده صنعت دارد.
مهدی محمدی، رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد آلیاژی ایران، هفتم اردیبهشت ۱۴۰۵ نرخ بهرهبرداری از ظرفیت فولادسازی کشور در سال ۱۴۰۴ را ۶۳ درصد اعلام کرد؛ رقمی که اگر به زبان زمان بیان شود، معادل استفاده کامل از ظرفیت صنعت در حدود ۷.۵ ماه سال است
البته این محاسبه به معنای آن نیست که کارخانههای فولادی ۴.۵ ماه تعطیل بودهاند؛ یک واحد ممکن است در تمام ۱۲ ماه فعال باشد اما در برخی مقاطع با ۲۰.۴۰ یا ۵۰ درصد ظرفیت کار کند و مجموع همین افتهای مقطعی در پایان سال خود را در نرخ بهرهبرداری ۶۳ درصدی نشان دهد
بنابراین مسأله صنعت فولاد تنها تعطیلی کارخانهها نیست، بلکه کاهش مداوم ظرفیت تولید در طول سال است؛ ظرفیتی که ایجاد آن میلیاردها دلار سرمایه نیاز داشته اما امکان استفاده کامل از آن به دلیل ناترازی انرژی وجود ندارد
بحران برق در سال ۱۴۰۴ زودتر از تابستان به سراغ فولادسازان رفت؛ براساس گزارش انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران که ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ منتشر شد، محدودیت برق واحدهای فولادی از ۱۶ فروردین آغاز شده بود و صنعت کمتر از سه هفته پس از شروع سال با نخستین موج محدودیت انرژی مواجه شد.
با وجود شروع محدودیتها، تولید فولاد میانی در فروردین به سه میلیون و ۳۱۲ هزار تن رسید که نسبت به سه میلیون و ۱۶۶ هزار تن مدت مشابه سال قبل، رشد ۴.۶ درصدی را نشان میداد، اما این رشد در همه محصولات دیده نشد و تولید تیرآهن با کاهش ۴۱.۴ درصدی از ۱۱۱ هزار تن به ۶۵ هزار تن رسید و تولید ورق گرم نیز ۴.۶ درصد افت کرد و از ۸۴۶ هزار تن به ۸۰۷ هزار تن کاهش یافت
فشار ناترازی انرژی در اردیبهشت افزایش پیدا کرد و براساس آمار منتشرشده، محدودیت برق در برخی موارد به ۹۰ درصد رسید؛ در این شرایط واحدهایی که نیروگاه اختصاصی داشتند یا امکان خرید انرژی از بازار برق سبز را داشتند، توانستند بخشی از تولید خود را حفظ کنند.
اثر خاموشی در صنعت فولاد را نمیتوان تنها بر اساس مدت زمان رسمی قطع برق محاسبه کرد، زیرا خطوط فولادی برای توقف و راهاندازی مجدد به زمان نیاز دارند و همین مسأله دامنه واقعی خسارت را بیشتر میکند.
بهرام سبحانی، رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، توضیح داده بود که واحد فولادی باید حدود دو ساعت پیش از آغاز محدودیت، تجهیزات خود را متوقف کند و پس از پایان محدودیت نیز نزدیک به دو ساعت برای راهاندازی مجدد زمان نیاز دارد؛ بنابراین یک محدودیت ۱۰ساعته برق میتواند بخش بسیار بیشتری از زمان تولید روزانه را از بین ببرد.
در کنار زمان ازدسترفته، توقف ناگهانی کوره قوس الکتریکی، ریختهگری مداوم و خطوط وابسته میتواند مواد در حال ذوب را از بین ببرد و به تجهیزات آسیب وارد کند و هزینههای تعمیر و راهاندازی مجدد را افزایش دهد؛ به همین دلیل کارخانه ناچار است پیش از شروع محدودیت، فرآیند تولید را به شکل کنترلشده متوقف کند.
شدت گرفتن محدودیت انرژی در نهایت خود را در آمار تولید بهار نشان داد؛ تولید فولاد در بهار ۱۴۰۴ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴.۸ درصد کاهش یافت، در حالی که افت تولید در بهار ۱۴۰۳ تنها ۱.۸ درصد بود.
این ارقام نشان میدهد محدودیت انرژی در صنعت فولاد نهتنها ادامه داشته، بلکه زمان آغاز آن زودتر و شدت آن بیشتر شده است و همین مسأله فرصت فولادسازان برای استفاده از ظرفیت تولید را کاهش داده است.
با کاهش مصرف برق در مهر و آبان، معمولاً فرصتی برای افزایش فعالیت واحدهای فولادی ایجاد میشود و کارخانهها تلاش میکنند بخشی از تولید ازدسترفته ماههای قبل را جبران کنند، اما این فرصت چندان طولانی نیست و با کاهش دما و افزایش مصرف گاز، محدودیتهای جدید آغاز میشود.
آمار ۹ ماهه سال ۱۴۰۴ نشان داد پاییز نسبتاً گرم آن سال تا حدی به کمک فولادسازان آمد؛ تولید محصولات میانی فولاد در این مدت ۷.۴ درصد رشد کرد و تولید آهن اسفنجی نیز ۱۲.۲ درصد افزایش یافت و انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، افزایش دمای پاییز و کاهش محدودیتهای گازی نسبت به سال قبل را از عوامل این رشد اعلام کرد.
اما این بهبود را نمیتوان به معنای حل مشکل انرژی دانست، زیرا بخش مهمی از رشد تولید به شرایط آبوهوایی و تأخیر در تشدید محدودیت گاز مربوط بود و همین موضوع نشان میدهد عملکرد صنعت همچنان به دمای هوا وابسته است.
برای صنعتی که میلیاردها دلار در آن سرمایهگذاری شده، وابستگی میزان تولید به سرد یا گرم شدن هوا یک نشانه جدی از ضعف زیرساخت انرژی است؛ کارخانه باید بتواند براساس سفارش، بازار و برنامه تعمیرات فعالیت کند، نه بر اساس پیشبینی دما و احتمال محدودیت گاز.
محدودیت گاز در صنعت فولاد شرایط متفاوتی نسبت به بسیاری از صنایع دیگر ایجاد میکند؛ بخش بزرگی از فولاد ایران با استفاده از روش احیای مستقیم و کوره قوس الکتریکی تولید میشود و گاز طبیعی در واحدهای احیای مستقیم تنها نقش سوخت ندارد، بلکه بخشی از فرآیند تبدیل گندله به آهن اسفنجی به آن وابسته است.
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره مصرف گاز در صنعت فولاد نیز تأکید دارد که بخش عمده مصرف گاز این صنعت به تولید آهن اسفنجی اختصاص دارد و محدودیت گاز در دی و بهمن ۱۴۰۲ به تنهایی باعث کاهش ۳.۵ میلیون تنی تولید فولاد میانی و ۱.۳ میلیون تنی تولید آهن اسفنجی شد.
تأثیر این محدودیت به همان واحدی که گاز دریافت نمیکند محدود نمیشود؛ کاهش تولید آهن اسفنجی به سرعت به کاهش خوراک واحدهای فولادسازی تبدیل میشود و حتی کارخانهای که برق کافی در اختیار دارد، ممکن است به دلیل کمبود خوراک نتواند کورههای خود را با ظرفیت کامل فعال کند.
وحید یعقوبی، معاون اجرایی انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، آذرماه سال گذشته اعلام کرده بود محدودیت گاز شرکتهای فولادی در نقاط مختلف کشور به ۳۰ تا ۵۰ درصد رسیده است؛ براساس اظهارات او، این محدودیتها از روزهای نخست آذر آغاز شده و در ادامه ماه شدت بیشتری پیدا کرده بود.
این در حالی است که صنعت فولاد حدود ۵ درصد گاز کشور، معادل نزدیک به ۴۰ میلیون مترمکعب در روز، مصرف میکند و با وجود این سهم، محدودیت گاز میتواند اثر قابلتوجهی بر تولید کل زنجیره فولاد داشته باشد.
در نتیجه، پنجره زمانی فولادسازان برای جبران تولید ازدسترفته کوتاهتر میشود و درست زمانی که بخشی از محدودیت برق پشت سر گذاشته شده، محدودیت گاز از ابتدای زنجیره تولید آغاز میشود.
پیامد این چرخه را میتوان در آمار انباشته تولید مشاهده کرد؛ مهدی محمدی، رئیس هیاتمدیره انجمن فولاد آلیاژی ایران، شهریور سال گذشته اعلام کرد در چهار سال و سه ماه منتهی به پایان بهار ۱۴۰۴، مجموعاً ۲۷.۳۵ میلیون تن تولید فولاد به ارزش حدود ۱۳.۸ میلیارد دلار به دلیل محدودیت برق و گاز از دست رفته است.
این میزان تولید تقریباً با تولید یک سال صنعت فولاد کشور برابری میکند و نشان میدهد ناترازی انرژی در کمتر از پنج سال، معادل یک سال کامل تولید را از اقتصاد ایران گرفته است؛ تبعات این کاهش تنها متوجه کارخانهها نیست و صادرات، درآمد ارزی، مالیات، حملونقل، اشتغال غیرمستقیم و صنایع پاییندستی نیز از آن تأثیر میپذیرند.
همزمان، هزینه انرژی نیز برای فولادسازان افزایش قابل توجهی داشته است؛ وحید یعقوبی ۲۲ آذر ۱۴۰۴ اعلام کرده بود نرخ برق صنعت فولاد طی پنج سال ۲۳ برابر و نرخ گاز ۱۳ برابر شده و حاشیه سود شرکتهای بزرگ بورسی فولاد نیز از حدود ۳۳ درصد در سال ۱۳۹۹ به ۱۲ درصد در پایان سال ۱۴۰۳ و ۶ درصد در نیمه نخست سال ۱۴۰۴ کاهش یافته است.
بنابراین صنعت فولاد همزمان با دو فشار روبهروست؛ در بخشی از سال انرژی کافی برای تولید ندارد و زمانی که انرژی در دسترس است، باید هزینه بیشتری برای آن پرداخت کند و همین ترکیب فشار مضاعفی بر سودآوری و ادامه فعالیت خطوط تولید وارد میکند.
برخی شرکتهای بزرگ فولادی برای کاهش وابستگی به شبکه سراسری به سمت احداث نیروگاه اختصاصی حرکت کردهاند؛ وحید یعقوبی زمستان سال گذشته اعلام کرده بود از حدود ۵۵۰۰ مگاوات برق موردنیاز صنعت فولاد، بیش از ۴ هزار مگاوات از طریق نیروگاههای اختصاصی فولادسازان تأمین میشود و سهم برق خودتأمین این صنعت به بیش از ۷۳ درصد رسیده است.
هدفگذاری انجامشده این است که سهم برق خودتأمین صنعت تا پایان سال ۱۴۰۵ به حدود ۹۰ درصد برسد، اما نیروگاهسازی به تنهایی نمیتواند مشکل انرژی فولاد را برطرف کند.
نیروگاههای حرارتی خود فولادسازان نیز برای فعالیت به گاز نیاز دارند و در زمستان ممکن است با محدودیت سوخت مواجه شوند؛ از سوی دیگر، سرمایهای که شرکتها برای احداث نیروگاه اختصاص میدهند، میتوانست در مسیر توسعه محصول، نوسازی تجهیزات یا تکمیل زنجیره پاییندستی هزینه شود.
واحدهای کوچک و متوسط نیز توان مالی شرکتهای بزرگ برای احداث نیروگاه اختصاصی را ندارند و همین مسأله میتواند فاصله میان شرکتهای بزرگ و کوچک را بیشتر کند؛ در حالی که فولادسازان بزرگ بخشی از نیاز انرژی خود را تأمین میکنند، واحدهای کوچکتر در دورههای اوج مصرف با خطر توقف یا افزایش شدید هزینه انرژی روبهرو میشوند.
برای تمام کارخانههای فولادی کشور نمیتوان یک میزان مشخص از تعطیلی تعیین کرد، زیرا شدت محدودیت انرژی در شرکتها، استانها و حلقههای مختلف زنجیره متفاوت است؛ واحد دارای نیروگاه اختصاصی شرایط متفاوتی با یک فولادساز کوچک دارد و کارخانهای که وابستگی بیشتری به آهن اسفنجی دارد نیز در زمستان آسیبپذیرتر است.
با این حال، نرخ بهرهبرداری ۶۳ درصدی صنعت فولاد در سال ۱۴۰۴ تصویر کلی را بهخوبی نشان میدهد؛ این نرخ از نظر معادل ظرفیت کامل، تقریباً برابر با ۷.۵ ماه تولید مؤثر و ۴.۵ ماه ظرفیت ازدسترفته است.
این ۴.۵ ماه به معنای تعطیلی متوالی کارخانهها نیست، بلکه حاصل مجموع ساعتها و روزهایی است که واحدهای فولادی به دلیل محدودیت برق و گاز پایینتر از ظرفیت واقعی خود فعالیت کردهاند.
ایران ظرفیت، تجهیزات و نیروی انسانی لازم برای تولید بیش از ۵۰ میلیون تن فولاد را در اختیار دارد، اما ناترازی انرژی مانع استفاده کامل از این ظرفیت میشود؛ محدودیت برق از میانه فروردین آغاز میشود، در اردیبهشت و تابستان شدت میگیرد، مهر و آبان فرصت کوتاهی برای جبران ایجاد میکنند و از آذرماه محدودیت گاز دوباره آغاز میشود.
ادامه این چرخه باعث میشود افزایش ظرفیت اسمی الزاماً به افزایش متناسب تولید واقعی منجر نشود؛ چرا که هر کارخانه جدیدی که بدون تضمین انرژی پایدار ساخته شود، ممکن است بخشی از سال با ظرفیت کامل فعالیت نکند.
مسأله اصلی صنعت فولاد ایران امروز دیگر ساخت کارخانه بیشتر نیست، بلکه فراهم کردن امکان فعالیت مستمر کارخانههای موجود است؛ صنعتی که برای استفاده از ظرفیت واقعی خود به ۱۲ ماه برق و گاز پایدار نیاز دارد و بدون آن، بخشی از سرمایهگذاریهای انجامشده در طول سال عملاً بلااستفاده باقی میماند.
منبع: تجارت نیوز