بازار شمش بلوم و بلوم آلیاژی در هفته سپریشده با افزایش قیمت همراه شد، اما این رشد در شرایطی رخ داد که بازار هر دو محصول با افت رونق مواجه بود.
به گزارش خبرنگار فولادبان، در بخش بلوم آلیاژی، میانگین موزون معاملات جهش قابل توجهی داشت، در حالی که تقاضا و حجم معاملهشده همچنان در سطوح بسیار محدودی قرار داشتند. در شمش بلوم نیز با وجود رشد جزئی میانگین موزون و افزایش فاصله آن از قیمت پایه، تقاضا و حجم معاملات کاهش محسوسی را تجربه کردند. بنابراین، افزایش قیمت در این دو محصول را نمیتوان بهسادگی نشانه تقویت تقاضا دانست؛ بخش مهمی از این تغییرات به کمعمق شدن بازار و محدود بودن حجم معاملات بازمیگردد.
مهمترین اتفاق در بازار بلوم آلیاژی، رشد قابل توجه میانگین موزون معاملات بود؛ با این حال، این افزایش قیمت در بازاری رخ داده که حجم فعالیت آن بسیار محدود است. تقاضا و حجم معاملهشده همچنان در سطحی بسیار پایین و نزدیک به صفر قرار دارند، در حالی که عرضه کل افزایش پیدا کرده است.
در چنین بازاری، میانگین موزون قیمت حساسیت بالایی به تعداد و قیمت معاملات دارد. زمانی که حجم معاملات پایین باشد، حتی چند معامله محدود در نرخهای بالاتر میتواند میانگین موزون را به شکل محسوسی افزایش دهد، بدون آنکه این تغییر الزاماً به معنای شکلگیری روندی جدید در بازار باشد.
به همین دلیل، رشد قیمت بلوم آلیاژی در هفته گذشته باید با احتیاط تفسیر شود. افزایش نرخ در اینجا بیش از آنکه حاصل رقابت گسترده خریداران برای خرید محصول باشد، بازتاب عمق پایین بازار است. تا زمانی که حجم معاملات افزایش پیدا نکند، نمیتوان از این رشد قیمت بهعنوان نشانهای قابل اتکا برای روند آینده بازار استفاده کرد.
در بازار شمش بلوم، تغییرات قیمت محدودتر بود، اما جهت حرکت مشابهی دیده شد. قیمت پایه تقریباً بدون تغییر باقی ماند، در حالی که میانگین موزون معاملات اندکی افزایش یافت و فاصله آن با نرخ پایه بیشتر شد. این افزایش فاصله نشان میدهد بخشی از معاملات در هفته گذشته با حاشیه بیشتری نسبت به نرخ اعلامی انجام شدهاند.
با این حال، در سمت حجم، بازار شرایط متفاوتی داشت. عرضه، حجم معاملهشده و تقاضا هر سه کاهش یافتند، اما شدت افت تقاضا و معاملات بهمراتب بیشتر از کاهش عرضه بود. به عبارت دیگر، بازار با عرضهای مواجه بود که تنها اندکی کاهش پیدا کرده، اما بخش قابل توجهی از تقاضای خود را از دست داده است.
با وجود این، میانگین موزون افزایش یافت. دلیل این اتفاق را باید در ساختار همین بازار کمرونق جستوجو کرد. زمانی که بخشی از خریداران از بازار خارج میشوند و حجم معاملات پایین میآید، رقابت میان خریداران باقیمانده برای دستیابی به عرضه موجود میتواند در برخی معاملات به پرداخت قیمتهای بالاتر منجر شود. بنابراین، افزایش قیمت در شمش بلوم نیز لزوماً حاصل تقویت تقاضای کلی نیست.
وجه مشترک دو بازار در هفته گذشته، فاصله گرفتن مسیر قیمت از روند حجم معاملات بود. در هر دو محصول، قیمت افزایش یافت، اما نشانهای از رشد واقعی رونق بازار مشاهده نشد. در بلوم آلیاژی، بازار به دلیل حجم بسیار پایین معاملات عملاً کمعمق باقی مانده و در شمش بلوم نیز افت تقاضا و معاملات نشاندهنده کاهش فعالیت بازار بوده است.
از این منظر، نباید افزایش قیمت را بهتنهایی به معنای قدرت گرفتن سمت تقاضا تعبیر کرد. در بازارهای کمعمق، قیمت میتواند با تعداد محدودی معامله جابهجا شود و تصویری متفاوت از وضعیت کلی بازار ارائه دهد. بهویژه در بلوم آلیاژی که حجم معاملات در سطح بسیار محدودی قرار دارد، اعتبار روند قیمتی بیش از هر چیز به بازگشت حجم معاملات وابسته است.
در هفته پیشرو، مهمترین متغیر برای ارزیابی مسیر این دو محصول، میزان بازگشت تقاضا و حجم معاملات خواهد بود. اگر بازار همچنان در سطوح پایین فعالیت کند، نوسان قیمت میتواند ادامه داشته باشد، زیرا هر معامله با حجم محدود میتواند میانگین موزون را به شکل محسوسی جابهجا کند.
در مقابل، افزایش حجم معاملات و بازگشت تقاضا به سطوح عادی میتواند تصویر دقیقتری از قیمت واقعی بازار ارائه دهد و اثر معاملات محدود بر میانگین موزون را کاهش دهد. بنابراین، در شرایط فعلی بیش از آنکه صرفاً افزایش قیمت شمش بلوم و بلوم آلیاژی اهمیت داشته باشد، باید دید این افزایش قیمت در صورت بازگشت رونق و ورود حجم بیشتری از معاملات تا چه اندازه پایدار خواهد ماند.
در مجموع، رشد قیمت این هفته در شمش بلوم و بلوم آلیاژی بیشتر از آنکه نشانه شکلگیری یک موج تقاضا باشد، بازتاب بازاری کمعمق و کمرونق بود؛ بازاری که در آن کاهش حجم معاملات، حساسیت قیمت به معاملات محدود را افزایش داده است.



