رئیس کمیسیون معدن اتاق ایران هشدار داد که افزایش عرضۀ جهانی سنگآهن در کنار چالشهای داخلی، حاشیه سود صادرکنندگان ایرانی را بهشدت تهدید میکند.
به گزارش خبرنگار فولادبان، افزایش صادرات تولیدکنندگان بزرگ جهانی و ورود پروژههای جدید معدنی، چشمانداز بازار جهانی سنگآهن را با فشار نزولی قیمتها مواجه کرده است؛ موضوعی که در کنار محدودیتهای داخلی، حاشیه سود صادرکنندگان ایرانی را به خطر میاندازد.
بهرام شکوری، رئیس کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق ایران، در گفتوگو با فولادبان با بخشبندی این چالش به دو حوزۀ بازار جهانی و شرایط خاص ایران اظهار کرد: واقعیت این است که بازار جهانی سنگآهن وارد مرحله جدیدی شده است. افزایش صادرات استرالیا، رشد صادرات هند و آغاز بهرهبرداری تدریجی پروژۀ عظیم «سیماندو» در گینه، چشمانداز افزایش عرضه را تقویت کرده و بسیاری از تحلیلگران انتظار دارند در میانمدت فشار نزولی بر قیمت جهانی سنگآهن ادامه پیدا کند.
وی با اشاره به وضعیت داخلی افزود: در ماههای اخیر، صادرات محصولات معدنی ایران علاوه بر تحریمها، تحت تأثیر جنگ و تنشهای منطقهای، افزایش هزینه حملونقل، مشکلات بیمه و محدودیتهای بانکی نیز قرار داشته است. بنابراین اگر قیمت جهانی سنگآهن کاهش پیدا کند، طبیعتاً حاشیه سود صادرکنندگان ایرانی نیز کاهش خواهد یافت و رقابت با تولیدکنندگان بزرگ دنیا دشوارتر میشود.
شکوری ضمن تصریح این موضوع که صادرات بالا دست زنجیره فولاد به چین کماکان ادامه داشته، اشاره کرد: همچنان بخشی از کنسانتره، گندله و سنگآهن ایران به چین صادر شده، اما حجم آن نسبت به ظرفیت بالقوه کشور محدود بوده و به دلیل مشکلات حملونقل، نقلوانتقال پول، تحریمها و افزایش ریسک تجارت، رشد قابل توجهی نداشته است.
به گفتۀ رئیس کمیسیون معدن اتاق ایران، هرچند چین همچنان مهمترین مقصد صادرات مواد معدنی ایران محسوب میشود، اما سهم ایران در تجارت جهانی سنگآهن چندان بزرگ نیست و حتی در بازار چین نیز سهم بسیار کوچکی از واردات این کشور را تشکیل میدهد که در مقایسه با تأمینکنندگان بزرگی مانند استرالیا و برزیل بسیار محدود است.
شکوری در پایان راهکار برونرفت از این بحران را تغییر استراتژی دانست و خاطرنشان کرد: اگر ایران بتواند محدودیتهای ناشی از تحریم، حملونقل و مبادلات مالی را کاهش دهد و به جای صادرات سنگآهن خام، بر تولید و صادرات محصولات با ارزش افزودۀ بالاتر مانند کنسانتره، گندله و فولاد تمرکز کند، آثار منفی این تحولات تا حد زیادی قابل مدیریت خواهد بود؛ زیرا در نهایت مزیت رقابتی آینده، بیش از آنکه به فروش ماده معدنی وابسته باشد، به توسعۀ زنجیرۀ ارزش و کاهش هزینۀ تولید وابسته خواهد بود.