بازار آهن در هفته منتهی به ۱۶ مرداد، روزهایی کاملاً متفاوت و سرشار از چرخشهای سیاسی را پشت سر گذاشت. اگرچه آغاز هفته با تشدید تنشهای نظامی و جهش نرخ ارز تا آستانه ۱۹۵ هزار تومان همراه بود، اما ورق در میانه هفته برگشت و گمانهزنیها درباره تفاهم ایران و عمان برای ساماندهی تردد در تنگه هرمز، دلار را در سراشیبی کاهش قرار داد و ارز آمریکایی کانال ۱۹۰ هزار تومان را از دست داد. در چنین فضایی، میلگرد که در روزهای ابتدایی تحت تأثیر رشد دلار افزایش قیمت را تجربه کرده بود، در ادامه هفته به مدار ثبات و حتی کاهش نرخ بازگشت. در مقابل، بازار محصولات تخت تقریباً در تمام هفته ساکن ماند و تنها ورق سیاه، کاهشهای محتاطانهای را ثبت کرد. آنچه در این هفته بیش از هر چیز در رفتار فعالان بازار فولاد مشهود بود، تداوم بلاتکلیفی و چشم دوختن به نتیجه مذاکرات بود؛ موضوعی که در کنار رکود عمیق تقاضای مصرفی و رواج روشهای خاص برای تأمین مالی از طریق خرید محصولات از بورس کالا با استفاده از اعتبارات اسنادی آتی (LC)، همچنان تصویر اصلی این روزهای بازار آهن را ترسیم میکند.
به گزارش خبرنگار فولادبان، هفته منتهی به ۱۶ مرداد با جهش نرخ ارز آغاز شد. شنبه ۱۰ مرداد، دلار آزاد در ادامه روند صعودی هفته قبل، از مرز ۱۹۴ هزار تومان عبور کرد و تا ۱۹۴ هزار و ۱۵۰ تومان بالا رفت. یورو نیز با افزایش به ۲۲۳ هزار و ۸۰۰ تومان رسید و طلای ۱۸ عیار ۱۸ میلیون و ۸۱۴ هزار تومان قیمت خورد. اما از میانه هفته و همزمان با تقویت سیگنالهای دیپلماتیک، دلار مسیر نزولی در پیش گرفت؛ چهارشنبه ۱۴ مرداد با کاهش ۲۸۵۰ تومانی به ۱۸۸ هزار و ۳۵۰ تومان و در نهایت پنجشنبه ۱۵ مرداد به ۱۸۷ هزار و ۱۵۰ تومان عقبنشینی کرد. این یعنی دلار در پایان هفته نسبت به ابتدای آن، حدود ۳.۸ درصد کاهش داشت.
یورو نیز همسو با دلار، ۳.۷ درصد افت کرد و با از دست دادن کانال ۲۲۰ هزار تومان، به ۲۱۶ هزار تومان رسید. طلای داخلی اما تحت تأثیر رشد اونس جهانی، بخشی از افت خود را جبران کرد و هر گرم طلای ۱۸ عیار با ۱.۲ درصد کاهش نسبت به ابتدای هفته، به ۱۸ میلیون و ۶۳۴ هزار تومان رسید. جالب آنکه در این میان، دلار دولتی (مرکز مبادله) به مسیر افزایش تدریجی خود ادامه داد و با ۰.۸ درصد رشد، شکاف خود با نرخ آزاد را اندکی کاهش داد. نفت برنت نیز که تحت تأثیر تنشهای دریایی در نوسان بود، در پایان هفته با جهشی ۵ درصدی به ۸۴.۵ دلار در هر بشکه رسید.
تحولات سیاسی این هفته، یکی از پرالتهابترین و در عین حال پیچیدهترین مقاطع پس از آغاز درگیریها بود. هفته در حالی آغاز شد که تنشهای نظامی به اوج خود رسیده بود و ترامپ از ادامه «ضربات سنگین» به ایران سخن میگفت. با این حال، از اواسط هفته، گمانهزنیها درباره مذاکرات غیرمستقیم و نزدیک شدن ایران و عمان به یک تفاهم برای ساماندهی تردد در تنگه هرمز شدت گرفت. گزارشهای آسوشیتدپرس، آکسیوس و رویترز از نهایی شدن پیشنویس یک توافق موقت ۶۰ روزه خبر دادند که بر اساس آن، کشتیها از مسیرهای مشخصشده عبور خواهند کرد. در مقابل، مقامات ایرانی با تأیید اصل تفاهم، تأکید کردند که این توافق به معنای بازگشایی فوری تنگه نیست و منوط به تغییر رفتار آمریکاست.
با این حال، فضای شکننده سیاسی تا آخرین لحظات هفته ادامه داشت؛ انفجارهای مرموز در نزدیکی قشم و شلیک موشکهای دریایی سپاه به سمت اهداف متخاصم، تلاشهای دیپلماتیک را تحتالشعاع قرار داد. همزمان، امضای «پیمان دفاعی مشترک مکه» میان عربستان، ترکیه و پاکستان که حمله به هر یک را حمله به همه تلقی میکند، و همچنین حملات گسترده انصارالله یمن به مواضع سعودی، بر پیچیدگی و چندلایه بودن بحران منطقهای افزود. در چنین فضایی، بازارهای داخلی میان خوشبینی محتاطانه به مذاکرات و نگرانی از تداوم ناامنی، سرگردان ماندند.
بازار مقاطع طویل در این هفته رفتاری کاملاً تابع تحولات ارزی و سیاسی داشت. در روز شنبه، میلگرد تحت تأثیر جهش دلار، با افزایش ۵۰۰ تا ۲۰۰۰ تومانی در هر کیلوگرم از سوی اغلب کارخانهها مواجه شد. اما با کاهش التهابات ارزی در میانه هفته، این روند متوقف شد و چهارشنبه در برخی مبادی کاهش ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تومانی را تجربه کرد. پنجشنبه اما بازار میلگرد با وجود افت مجدد دلار، واکنش چندانی نشان نداد و در برخی مبادی حتی افزایشهای جزئی ۲۰۰ تا ۵۰۰ تومانی ثبت شد که از بیحسی نسبی بازار به سیگنالهای ارزی در شرایط رکودی حکایت داشت.
علت این رفتار را میتوان در کاهش بیسابقه حاشیه سود تولید جستوجو کرد. بر اساس آمار معاملات بورس کالا، میانگین موزون قیمت شمش با احتساب مالیات ۶۷ هزار و ۵۰۰ تومان و میلگرد ۷۴ هزار و ۴۰۰ تومان بود. این اختلاف اندک (حدود ۱۰ درصد) در حالی که نوردکاران خواهان حاشیه سود ۱۵ تا ۲۰ درصدی هستند، عملاً اجازه کاهش بیشتر قیمت میلگرد را نمیدهد و تولیدکننده را در نقطه سربهسر هزینهها متوقف کرده است.
در بازار تیرآهن اما رکود عمیقتری حاکم بود. محصولات ذوبآهن اصفهان در برخی روزها با کاهش ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومانی در هر شاخه همراه شد و فولاد یزد نیز کاهشهای مشابهی را تجربه کرد. بازار نبشی، ناودانی، پروفیل و لوله نیز عمدتاً در ثبات کامل به سر بردند و کمترین نوسان را ثبت کردند.
بازار محصولات تخت این هفته کمتحرکترین بخش بازار آهن بود. ورق روغنی، رنگی و گالوانیزه در تمامی روزهای هفته بدون هیچ تغییری ثابت ماندند. تنها استثنا ورق سیاه بود که تحت فشار کمبود تقاضای مؤثر، در مقاطعی کاهش قیمت را تجربه کرد؛ بهطوری که نرخ محصولات فولاد مبارکه در برخی ضخامتها بین ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان در هر کیلوگرم کاهش یافت. کارشناسان، دلیل این ثبات و حتی کاهش را در دو عامل میدانند: نخست، دستورالعملهای جدید قیمتگذاری بورس کالا که قیمتها را به نرخ صادراتی با دلار مبادلهای قفل کرده و دوم، نبود کوچکترین نشانه از بهبود تقاضای مصرفی در بخش صنعت.
یکی از مهمترین تحولات این هفته، واکاوی دلیل استقبال بالای ۹۰ درصدی از معاملات بورس کالا در شرایطی بود که بازار آزاد در رکودی کامل به سر میبرد. بررسیها نشان میدهد فعالان بازار آهن به روشی خاص برای مقابله با تورم افسارگسیخته پناه بردهاند. در این روش، خریداران با استفاده از اعتبارات اسنادی (LC) با سررسید سهماهه و سود ماهانه ۳.۳ درصد، محصولات فولادی را از بورس خریداری و بلافاصله در بازار آزاد به قیمت نقد میفروشند. در شرایطی که ارزش پول ملی ماهانه بیش از ۵ درصد کاهش مییابد، این سازوکار عملاً حکم یک وام کمبهره را پیدا کرده است. این پدیده که حالا به تولیدکنندگان پاییندست نیز سرایت کرده، اگرچه در کوتاهمدت راهی برای فرار از تورم است، اما با افزایش عرضه در بازار آزاد و سرکوب قیمتها، به تشدید بحران تولیدکنندگان واقعی دامن میزند.
بازار فولاد در هفتههای آینده به سه متغیر کلیدی وابسته خواهد بود:
نخست؛ سرنوشت مذاکرات ایران و عمان. مهمترین عاملی که این روزها نبض بازار را در دست گرفته است. نهایی شدن تفاهم میتواند به کاهش بیشتر نرخ ارز و تخلیه حبابهای قیمتی بینجامد، اما شکست آن، بازگشت سریع و پرشتاب دلار را در پی خواهد داشت. اظهارات دوپهلوی مقامات ایرانی مبنی بر اینکه «تفاهم با عمان الزاماً به معنای بازگشایی تنگه نیست»، نشان میدهد این مسیر همچنان شکننده است.
دوم؛ رفتار نرخ دلار. در حال حاضر، بازار ارز با اختلاف ۳۳ هزار تومانی نرخ آزاد و مبادلهای روبهروست. هرگونه تغییر در نرخ مبادلهای بهعنوان «پاشنه آشیل» قیمتها، میتواند سقفهای جدیدی برای محصولات فولادی ایجاد کند. از سوی دیگر، دستورالعملهای بورس کالا نیز قیمتها را به این نرخ گره زده است.
سوم؛ بحران انرژی و محدودیت عرضه. ناترازی شدید برق که تأمین انرژی واحدهای فولادی را به کمتر از ۱۵ درصد نیازشان رسانده، همچنان اصلیترین مانع کاهش قیمت محسوس است. کارشناسان معتقدند بازار در شرایط «رکود مقاوم در برابر کاهش قیمت» گرفتار شده؛ به این معنا که با وجود رکود تقاضا، کاهش چشمگیر قیمتها به دلیل فشار هزینههای تولید و محدودیت عرضه، بسیار دشوار است.
در مجموع، بازار آهن در هفته سپریشده آینه تمامنمای تأثیرپذیری از متغیرهای سیاسی بود. کاهش تنشها، دلار و بهتبع آن قیمتها را عقب راند، اما تداوم نااطمینانی و تهدیدهای نظامی، این کاهش را شکننده و موقتی جلوه میدهد. تا زمانی که تکلیف تنگه هرمز و ثبات سیاسی روشن نشود، رکود انتظاری همچنان مهمترین ویژگی بازار فولاد باقی خواهد ماند و معاملهگران، میان خوشبینی به توافق و هراس از جنگ، چشمانتظار تحولی قطعی خواهند ماند.