جست و جو بیشتر ...

Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors
اخبار 16 آگوست 2026 - 51 دقیقه پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد!
0
فولادبان گزارش می‌دهد؛

حلقه نیبلونگ بنزین/ نفرین ناترازی از کجا آغاز شد؟

جنگ و محاصره، منابع یک اقتصاد را محدود می‌کنند اما الزاماً نسخه سیاست‌گذاری را از پیش تعیین نمی‌کنند. آلمان پس از جنگ جهانی اول با اقتصادی فروپاشیده، پولی بی‌ارزش و بدهی‌های سنگین روبه‌رو بود، اما هیالمار شاخت به جای آنکه بحران را بهانه‌ای برای پذیرش ناتوانی بداند، بازسازی پول، تولید و صنایع پیشران را در دستور کار قرار داد. امروز نیز در ایران، در شرایطی که دولت از محاصره، کاهش درآمدهای ارزی و ناترازی انرژی سخن می‌گوید، یک پرسش قدیمی دوباره مطرح شده است: در شرایط کمبود منابع، آیا نخستین راه‌حل باید افزایش قیمت باشد؟

حلقه نیبلونگ بنزین/ نفرین ناترازی از کجا آغاز شد؟ اخبار

به گزارش خبرنگار فولادبان، ماجرای بنزین ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومانی در کرمان، اگرچه تنها چند ساعت دوام آورد، اما پرده‌ای از یک بحث بزرگ‌تر را کنار زد. دولت پزشکیان که در اردیبهشت‌ماه از نبود برنامه برای افزایش قیمت بنزین و تمرکز بر اصلاحات غیرقیمتی سخن می‌گفت، در مردادماه به مرحله‌ای رسید که اجرای آزمایشی مدل چهارنرخی بنزین در کرمان و عرضه مصرف مازاد با نرخ تمام‌شده پالایشگاهی را مطرح کرد هرچند این طرح پیش از اجرا متوقف شد و پس از آن نیز از بررسی سناریوهای مختلف برای مدیریت ناترازی سخن گفته شد.

استدلال دولت روشن است. مصرف روزانه بنزین حدود ۱۳۵ میلیون لیتر برآورد می‌شود، در حالی که تولید پالایشگاهی حدود ۱۱۲ میلیون لیتر است و بخشی دیگر نیز از محل تبدیل محصولات پتروشیمی تأمین می‌شود. در چنین شرایطی، واردات و مصرف داخلی بخشی از منابع ارزی کشور را می‌بلعد و قاچاق سوخت نیز به شکاف میان قیمت داخلی و هزینه واقعی دامن می‌زند.

درست در همین نقطه، تجربه تاریخی شاخت اهمیت پیدا می‌کند.
آلمان پس از جنگ جهانی اول با مجموعه‌ای از بحران‌ها مواجه بود که شاید از نظر شدت با شرایط امروز ایران قابل مقایسه مستقیم نباشد، اما از منظر سیاست‌گذاری یک شباهت مهم بینشان وجود دارد. منابع محدود بودند و اقتصاد تحت فشار قرار داشت.
شاخت، در مواجهه با ابرتورم و فروپاشی اعتماد به پول، ابتدا سراغ ثبات پولی رفت و سپس تلاش کرد اعتبار و منابع مالی را به سمت فعالیت‌های مولد هدایت کند. فولاد، زغال‌سنگ، ماشین‌سازی و زیرساخت‌ها در مرکز این بازسازی قرار گرفتند زیرا هدف صرفاً تأمین منابع برای امروز نبود، بلکه بازگرداندن ظرفیت تولید درآمد برای فردا بود.

این همان تفاوتی است که می‌تواند در بحث امروز ایران محل تأمل باشد. وقتی منابع کم می‌شوند، یک سیاست ممکن است این باشد که قیمت کالا یا خدمت را افزایش دهیم تا بخشی از هزینه به مصرف‌کننده منتقل شود. سیاست دیگر، دشوارتر اما ساختاری‌تر، این است که ابتدا بررسی کنیم چه ظرفیتی باعث ایجاد ناترازی شده و چگونه می‌توان آن ظرفیت را اصلاح کرد.

حتی در روایت اخیر دولت نیز نشانه‌هایی از این مسئله دیده می‌شود. اسماعیل سقاب اصفهانی، رئیس سازمان بهینه‌سازی انرژی، تأکید کرد: بخش مهمی از مصرف بالای بنزین به وضعیت خودروها و سیاست‌گذاری صنعت خودروسازی مربوط است و نباید صرفاً مردم را مسئول افزایش مصرف دانست. بنابراین اگر ناترازی تنها محصول رفتار مصرف‌کننده نیست، افزایش قیمت نیز نمی‌تواند به‌تنهایی درمان آن باشد.

ایران پیش از این نیز نمونه‌ای از حل مسئله در دل بحران داشته است. در سال‌های جنگ و تحریم، زمانی که ذخایر بنزین هواپیما رو به پایان بود، گروهی از مهندسان و نیروهای جوان به جای پذیرش کمبود، برای تولید این محصول در داخل کشور راه‌حل پیدا کردند.

البته شاخت نیز نسخه‌ای بی‌نقص برای همه زمان‌ها نبود و بخشی از سیاست‌های اقتصادی دهه ۱۹۳۰ آلمان در نهایت در خدمت اقتصاد تسلیحاتی قرار گرفت. بنابراین آنچه از تجربه او می‌توان آموخت، این است که بحران، سیاست‌گذار را از انتخاب معاف نمی‌کند.

امروز مسئله بنزین ایران فقط این نیست که بنزین چند تومان فروخته شود. مسئله بزرگ‌تر این است که در شرایط محاصره و محدودیت منابع، اقتصاد ایران قرار است چگونه دوباره ظرفیت تولید، صرفه‌جویی، درآمدزایی و تاب‌آوری خود را بسازد.

شاخت در آلمان بحران‌زده یک پاسخ به این پرسش داد، مهندسان ایرانی در میانه جنگ نیز پاسخ دیگری دادند. اکنون نوبت سیاست‌گذار امروز است که مشخص کند نسخه او برای اقتصاد محاصره‌شده چیست؟ افزایش قیمت یا ساختن ظرفیت؟

مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی فحش و افترا به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • موارد درگیری با کاربران در پاسخ به نظرات دیگر کاربران پذیرفته نمی‌شود.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جست و جو بیشتر ...

Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors