جست و جو بیشتر ...

Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors
اخبار 11 آگوست 2026 - 2 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

جنگ به جان فولاد افتاد؛ چین چگونه بازار را از شوک کمبود نجات می‌دهد؟

جنگ ایران، معادلات بازار فولاد خاورمیانه را از مسیر تولید تا انرژی و حمل‌ونقل به هم زده، اما ظرفیت بالای چین فعلاً مانع سرایت کمبود منطقه‌ای به بازار جهانی شده است.

جنگ به جان فولاد افتاد؛ چین چگونه بازار را از شوک کمبود نجات می‌دهد؟ اخبار

به گزارش فولادبان، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بازار فولاد خاورمیانه را وارد مرحله‌ای متفاوت کرده است؛ بازاری که حالا علاوه بر عرضه و تقاضا، با ریسک‌های هم‌زمان تولید، انرژی، حمل‌ونقل و تحولات ژئوپلیتیک دست‌وپنجه نرم می‌کند.

اهمیت ایران در این معادله به جایگاه آن در صنعت فولاد بازمی‌گردد. ایران در سال ۲۰۲۵ با تولید ۳۱.۸ میلیون تن فولاد خام، در جمع ۱۰ تولیدکننده بزرگ جهان قرار گرفت و پس از ترکیه، یکی از قطب‌های مهم تولید فولاد در خاورمیانه بود. تولید فولاد خام کشور نیز در همان سال حدود ۱.۴ درصد افزایش داشت.

اما ادامه جنگ، مستقیماً بخشی از این ظرفیت را هدف گرفت. در ۲۷ مارس، حملات به دو مجتمع بزرگ فولادی کشور، فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان در اهواز، آسیب‌هایی به این واحدها وارد کرد. فولاد خوزستان پس از حمله فعالیت خود را متوقف کرد، در حالی که در فولاد مبارکه آسیب به تأسیسات برق و یکی از خطوط تولید، بدون توقف کامل فعالیت کارخانه، گزارش شد.

اهمیت این اتفاق فراتر از میزان ظرفیت آسیب‌دیده است. فولاد مبارکه یکی از تأمین‌کنندگان اصلی محصولات تخت مورد استفاده صنایع پایین‌دستی ایران است و فولاد خوزستان نیز سهم قابل‌توجهی در تولید و صادرات محصولاتی مانند بیلت و اسلب دارد. بنابراین اختلال در این دو مجموعه، هم بازار داخلی و هم جریان صادراتی فولاد ایران را تحت تأثیر قرار داده است.

ظرفیت‌هایی که از مدار خارج شدند

برآوردهای اواخر آوریل نشان می‌داد نزدیک به ۱۰ میلیون تن از ظرفیت سالانه فولاد ایران، معادل حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد ظرفیت تولید کشور، از مدار خارج شده است. البته خروج این ظرفیت به معنای از بین رفتن دائمی آن نیست، اما ابعاد شوک واردشده به صنعت فولاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.

مسئله اصلی اکنون زمان بازگشت این ظرفیت‌هاست. درباره فولاد خوزستان، زمان مورد نیاز برای بازسازی و بازگشت کامل خطوط تولید بین ۶ تا ۱۲ ماه برآورد شده است. در نتیجه، حتی اگر سطح درگیری‌ها کاهش یابد، نمی‌توان انتظار داشت عرضه فولاد ایران در کوتاه‌ترین زمان به سطح پیش از جنگ برگردد.

این موضوع برای بازار بیلت و اسلب اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه ایران یکی از عرضه‌کنندگان مهم این محصولات در منطقه محسوب می‌شود. اختلال در معاملات حتی روی فرآیند کشف قیمت نیز اثر گذاشته و ارزیابی قیمت صادراتی بیلت و اسلب ایران در مقطعی به دلیل کاهش دسترسی به اطلاعات معاملاتی متوقف شد.

صادرات فولاد زیر فشار جنگ

اختلال در تولید به‌تدریج خود را در تجارت خارجی فولاد ایران نیز نشان داد. تهران در ۲۷ آوریل صادرات اسلب و تعدادی از محصولات تخت فولادی، از جمله ورق گرم، ورق سرد و محصولات پوشش‌دار را تا ۳۰ مه متوقف کرد.

این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که هم تولید داخلی با محدودیت مواجه بود و هم مشکلات حمل‌ونقل دسترسی به محصولات فولادی را دشوارتر کرده بود. در واقع، اولویت در شرایط جنگی از حفظ جریان صادرات و درآمد ارزی به سمت تأمین نیاز بازار داخلی تغییر کرد.

برای صنعتی که سهم قابل‌توجهی در صادرات غیرنفتی ایران دارد، چنین تصمیمی هزینه اقتصادی بالایی دارد. از سوی دیگر، از دست دادن مشتریان خارجی نیز می‌تواند پیامدهای بلندمدتی ایجاد کند. اگر خریداران به سراغ تولیدکنندگان رقیب بروند، بازگرداندن این مشتریان پس از عادی‌شدن شرایط، الزاماً ساده نخواهد بود.

هرمز؛ حلقه‌ای که هزینه فولاد را بالا می‌برد

آسیب به واحدهای تولیدی تنها بخش بحران نیست. تنگه هرمز به دومین نقطه حساس برای بازار فولاد تبدیل شده است؛ مسیری که اهمیت آن تنها به صادرات نفت محدود نمی‌شود و بخش مهمی از جابه‌جایی مواد اولیه و محصولات صنعتی منطقه نیز به آن وابسته است.

ادامه ابهام درباره وضعیت این مسیر، هزینه حمل، بیمه و ریسک تحویل محموله‌ها را افزایش داده است. در ۱۰ اوت نیز همچنان ابهام درباره بازگشایی کامل هرمز وجود داشت و حملات به کشتیرانی منطقه ادامه داشت. هم‌زمان قیمت نفت برنت به ۸۴.۹۵ دلار در هر بشکه رسید.

افزایش قیمت انرژی مستقیماً بر صنعت فولاد اثر می‌گذارد. تولید فولاد به انرژی زیادی نیاز دارد و رشد قیمت نفت، گاز، برق و سوخت حمل‌ونقل، هم هزینه تولید و هم هزینه انتقال محصول را بالا می‌برد. بنابراین حتی در صورت نبود کمبود جدی فیزیکی، هزینه نهایی فولاد می‌تواند افزایش پیدا کند.

چرا جنگ الزاماً به جهش جهانی قیمت فولاد منجر نمی‌شود؟

با وجود تمام این اختلال‌ها، نمی‌توان انتظار داشت جنگ به‌تنهایی بازار جهانی فولاد را وارد یک روند صعودی پایدار کند. بازار فولاد پیش از آغاز جنگ نیز با مشکل ظرفیت مازاد روبه‌رو بود.

برآوردهای OECD نشان می‌دهد ظرفیت مازاد فولاد جهان ممکن است تا سال ۲۰۲۸ به حدود ۷۴۵ میلیون تن برسد. از سوی دیگر، رشد تقاضای جهانی فولاد تا سال ۲۰۳۰ تنها حدود ۰.۹ درصد در سال پیش‌بینی شده است.

بنابراین بازار با دو نیروی متضاد مواجه است. از یک طرف جنگ عرضه منطقه‌ای را محدود کرده و هزینه انرژی و لجستیک را بالا می‌برد؛ از طرف دیگر، ضعف تقاضای جهانی و ظرفیت مازاد تولید اجازه نمی‌دهد این شوک به‌سادگی به یک موج صعودی فراگیر در بازار فولاد تبدیل شود.

چین؛ ضربه‌گیر بازار جهانی

در این میان، چین مهم‌ترین متغیر برای متعادل نگه داشتن بازار است. ضعف تقاضای داخلی این کشور می‌تواند تولیدکنندگان چینی را به سمت بازارهای صادراتی سوق دهد و بخشی از کاهش عرضه در بازارهای آسیایی و خاورمیانه را جبران کند.

رفتار قیمت‌ها نیز این تفاوت را نشان داده است. پس از شروع جنگ، قیمت بیلت صادراتی چین رشد بیشتری نسبت به بازار داخلی داشت. بین ۲۷ فوریه تا ۳۱ مارس، قیمت بیلت داخلی چین حدود ۲ درصد افزایش یافت و به ۳۰۳۰ یوان در هر تن رسید، در حالی که قیمت صادراتی در همین بازه حدود ۴.۳ درصد بالا رفت و به ۴۵۸ دلار رسید.

این روند نشان می‌دهد بحران خاورمیانه یک ریسک ژئوپلیتیک جدید به بازار فولاد اضافه کرده، اما ظرفیت تولید چین همچنان می‌تواند از شکل‌گیری یک کمبود جهانی جلوگیری کند.

به بیان دیگر، چین در شرایط فعلی نقش یک ضربه‌گیر را برای بازار جهانی فولاد ایفا می‌کند؛ هرچند افزایش صادرات این کشور می‌تواند فشار بیشتری بر تولیدکنندگان سایر کشورها وارد کند و رقابت در بازارهای صادراتی را تشدید کند.

ریسک فولاد، منطقه‌ای‌تر می‌شود

در بازار خاورمیانه اما شرایط متفاوت است. تولیدکنندگانی مانند عربستان، امارات، قطر و ترکیه می‌توانند بخشی از تقاضایی را که در اثر کاهش صادرات ایران ایجاد شده جذب کنند، اما خود آنها نیز از افزایش هزینه انرژی، بیمه و حمل‌ونقل مصون نیستند.

به همین دلیل، معیار تصمیم‌گیری خریداران نیز در حال تغییر است. در شرایط عادی، قیمت و کیفیت محصول مهم‌ترین عوامل معامله هستند، اما در وضعیت فعلی امنیت مسیر حمل، هزینه بیمه، امکان تحویل به‌موقع و اعتبار تأمین‌کننده نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند.

در چنین فضایی، بحران ایران می‌تواند فراتر از بازار داخلی این کشور اثر بگذارد و قیمت بیلت، اسلب، هزینه حمل دریایی و حتی بازار محصولات تخت در سایر مناطق را تحت تأثیر قرار دهد.

سرنوشت فولاد در گرو جنگ و هرمز

مسیر آینده بازار فولاد بیش از هر چیز به دو متغیر وابسته است: طولانی‌شدن جنگ و وضعیت تنگه هرمز.

اگر تنش‌ها کاهش پیدا کند و مسیرهای دریایی به شکل پایدار به فعالیت عادی بازگردند، بخشی از افزایش هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل از بازار حذف خواهد شد و شرایط می‌تواند به سمت ثبات حرکت کند.

اما ادامه اختلال‌ها سناریوی متفاوتی ایجاد می‌کند؛ عرضه منطقه‌ای محدودتر می‌شود، هزینه انرژی بالا می‌ماند، حمل‌ونقل گران‌تر می‌شود و زمان تحویل محموله‌ها افزایش پیدا می‌کند. در این وضعیت، محصولاتی مانند بیلت، اسلب و محصولات تخت که وابستگی بیشتری به تجارت دریایی دارند، آسیب‌پذیرتر خواهند بود.

در مقابل، تولیدکنندگانی که بازار داخلی قدرتمند، دسترسی پایدار به انرژی و مسیرهای جایگزین حمل‌ونقل دارند، از موقعیت رقابتی بهتری برخوردار خواهند شد.

در مجموع، جنگ تاکنون بیش از آنکه یک کمبود جهانی فولاد ایجاد کند، یک شوک عرضه در سطح منطقه به وجود آورده است. کاهش ظرفیت تولید ایران، محدودیت صادرات، آسیب به زیرساخت‌ها و افزایش ریسک حمل‌ونقل، بازار خاورمیانه را تحت فشار قرار داده، اما ظرفیت مازاد جهانی، ضعف تقاضا و توان صادراتی چین مانع از تبدیل این بحران به یک جهش پایدار در بازار جهانی شده‌اند.

با این حال، طولانی‌شدن جنگ می‌تواند معادله را تغییر دهد. اگر تنگه هرمز برای مدت طولانی در وضعیت پرریسک باقی بماند، مسئله اصلی دیگر تنها قیمت فولاد نخواهد بود، بلکه هزینه و امکان دسترسی به فولاد به عامل تعیین‌کننده تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، ریسک ژئوپلیتیک می‌تواند به بخشی ماندگار از قیمت‌گذاری فولاد خاورمیانه تبدیل شود و جایگاه ایران در بازار صادراتی را حتی پس از بازگشت ظرفیت‌های تولید، برای مدتی تحت فشار نگه دارد.

مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی فحش و افترا به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • موارد درگیری با کاربران در پاسخ به نظرات دیگر کاربران پذیرفته نمی‌شود.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جست و جو بیشتر ...

Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors