بازار جهانی فولاد در هفته میلادی گذشته زیر فشار یک تناقض جدی قرار گرفت؛ مواد اولیه گران ماندند، اما ضعف تقاضا اجازه رشد قیمت فولاد را نداد. نتیجه، کاهش مداوم حاشیه سود فولادسازان است؛ فشاری که اگر ادامه پیدا کند، میتواند تولید را بیشتر کاهش دهد و حتی نقطه سربهسر کارخانهها را بالاتر ببرد.
به گزارش خبرنگار فولادبان، در بازار ایران فشار جهانی قابل رصد است؛ چراکه ثبات مواد اولیه در کنار هزینههای بالای تولید، فضای کاهش قیمت را محدود میکند. در چنین شرایطی، اگر تقاضای داخلی تقویت نشود، تولیدکنندگان ناچارند میان حفظ تولید با حاشیه سود پایین یا کاهش تولید یکی را انتخاب کنند؛ وضعیتی که میتواند در ادامه روی قیمت تمامشده محصولات فولادی اثر بگذارد.
در بازار جهانی، قیمت مواد اولیه تقریباً بدون تغییر باقی مانده است. سنگآهن در محدوده ۹۵.۵ دلار ثابت ماند، قراضه در حدود ۳۷۶ دلار به ازای هر تن سیافآر ترکیه معامله شد و شمش دریای سیاه نیز بدون تغییر در ۴۶۵ دلار فوب باقی ماند. اسلب هم روی ۴۷۰ دلار فوب دریای سیاه ایستاد.
در طرف محصولات نهایی اما ضعف تقاضا اجازه رشد گسترده قیمتها را نداده است. میلگرد چین در محدوده ۴۸۵ دلار فوب ثابت ماند، در حالی که ورق سیاه دریای سیاه برخلاف سایر محصولات رشد داشت و از ۵۱۵ دلار به ۵۲۵ دلار به ازای هر تن فوب رسید.
این شکاف میان هزینه تولید و قیمت فروش، به تدریج حاشیه سود فولادسازان را کوچکتر میکند. وقتی قیمت سنگآهن، قراضه و سایر مواد اولیه پایین نمیآید اما بازار مصرف توان افزایش قیمت فولاد را ندارد، کارخانهها برای حفظ سود مجبور به کاهش تولید میشوند. ادامه این روند میتواند نقطه سربهسر تولید را بالا ببرد و بخشی از ظرفیتهای تولیدی را از نظر اقتصادی تحت فشار قرار دهد.
از طرف دیگر، بلاتکلیفی سیاسی همچنان یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر بازار است. نامشخص بودن وضعیت خلیج فارس، تصمیمگیری فعالان اقتصادی را دشوار کرده و زمزمههای احتمال درگیری میان اسرائیل و ترکیه نیز امیدها برای کاهش تنش در خاورمیانه را کمرنگتر کرده است. بازار در چنین فضایی نمیتواند با اطمینان درباره آینده تقاضا، سرمایهگذاری یا تولید تصمیم بگیرد.
در همین شرایط، قرارداد بائواستیل چین با الجزایر برای ایجاد یک زنجیره کامل فولاد، بار دیگر جهت حرکت صنعت فولاد جهان را به نمایش گذاشت؛ مسیری که در آن توسعه ظرفیتها بیش از گذشته از اروپا به سمت آسیا در حال حرکت است. این اتفاق در کنار برنامههای تولیدی کشورهای خاورمیانه، میتواند رقابت منطقهای فولاد را در سالهای آینده شدیدتر کند.
برآوردها نشان میدهد خاورمیانه در سال ۲۰۲۷، بدون احتساب نیازهای ناشی از بازسازی خسارتهای جنگ، با حدود ۲۷ درصد مازاد عرضه روبهرو خواهد بود. از سوی دیگر، طرحهای جدید تولید فولاد در عمان، امارات و عربستان از سال ۲۰۲۸ وارد بازار میشوند و فشار عرضه را افزایش میدهند.
با این حال، پایان تنشهای خاورمیانه میتواند معادله را تغییر دهد. آغاز بازسازی در کشورهای آسیبدیده، تقاضای تازهای برای فولاد ایجاد میکند و بخشی از ظرفیت مازاد را جذب خواهد کرد. بنابراین، آینده بازار به همان اندازه که به تولید و قیمت مواد اولیه وابسته است، به تحولات ژئوپلیتیک نیز گره خورده است.
در بخش انرژی نیز نفت برنت در هفته گذشته از ۸۸.۵ دلار به ۹۳٫۹۳ دلار رسید. افزایش قیمت نفت، هزینه حملونقل را بالا برده و همین موضوع یکی دیگر از موانع کاهش نرخ فولاد شده است.
در مجموع، بازار جهانی فولاد فعلاً در تله هزینه و تقاضا گرفتار شده است؛ مواد اولیه پایین نمیآیند، فولاد نهایی مشتری کافی ندارد و حاشیه سود تولیدکنندگان هر روز کوچکتر میشود. حالا یک متغیر میتواند معادله را بههم بزند: خاورمیانه. اگر تنشها فروکش کند، بازسازی میتواند موتور تقاضا را روشن کند؛ اما اگر نااطمینانی ادامه یابد، کاهش تولید و افزایش نقطه سربهسر، سناریوی محتملتری برای فولادسازان خواهد بود.