دونالد ترامپ با فراخواندن غولهای معدنی دنیا و کلیدزدن سرمایهگذاریهای سنگین، نقشه راه تازهای را برای بریدن زنجیرۀ وابستگی آمریکا به چین و باز کردن پای استرالیا به معادن استراتژیک آغاز کرد.
به گزارش فولادبان، دونالد ترامپ در نشستی با مدیران شرکتهای بزرگ معدنی در وزارت خارجه آمریکا، از بسته حمایتی و سرمایهگذاری جدیدی برای توسعه پروژههای مواد معدنی حیاتی و زنجیره تولید باتری رونمایی کرد؛ اقدامی که در راستای تلاش واشنگتن برای تضمین دسترسی پایدار به مواد اولیه مورد نیاز صنایع دفاعی، انرژی، فناوریهای پیشرفته و تولیدات صنعتی صورت میگیرد.
در این نشست، سرمایهگذاری حدود ۳ میلیارد دلاری در چندین پروژه معدنی و تولید باتری اعلام شد که یکی از برجستهترین موارد آن، وام مشروط ۱.۴ میلیارد دلاری به شرکت «سیلا نانوتکنولوژی» است. در کنار این حمایتها، سیاست جدید واشنگتن بر تقویت ظرفیت استخراج و فرآوری مواد معدنی استراتژیک در داخل آمریکا و کشورهای همپیمان متمرکز شده است.
مواد معدنی؛ حلقهای تازه در رقابت آمریکا و چین
مواد معدنی حیاتی نظیر عناصر نادر خاکی، تنگستن، ژرمانیوم، اسکاندیوم، گرافیت و فلزات مورد استفاده در باتریها، در مرکز این سیاست قرار دارند. این مواد در صنایع نظامی، هوافضا، تجهیزات پیشرفته، باتریها و زیرساختهای انرژی کاربرد دارند و از همین رو، دسترسی پایدار به آنها به بخشی از امنیت صنعتی و دفاعی آمریکا تبدیل شده است.
اهمیت این مواد تنها به میزان ذخایر معدنی محدود نمیشود؛ توان استخراج، پالایش و فرآوری آنها نیز اهمیت تعیینکنندهای دارد. چین در بخشهای مختلف زنجیره جهانی فرآوری بسیاری از مواد معدنی حیاتی، جایگاه مسلطی دارد و آمریکا اکنون تلاش میکند با استفاده از سرمایهگذاری دولتی، وامهای حمایتی و قراردادهای بلندمدت، مسیرهای جایگزینی برای تأمین این مواد ایجاد کند.
در همین راستا، گزارشهای پیشین حاکی از آن بود که مدیران شرکتهای بزرگی مانند BHP و Rio Tinto نیز برای حضور در این نشست دعوت شدهاند؛ حضوری که نشاندهنده تلاش واشنگتن برای بهکارگیری ظرفیت شرکتهای بزرگ معدنکاری در بازسازی زنجیره تأمین مواد معدنی خارج از مدار چین است.
استرالیا؛ تأمینکننده منابع و شریک زنجیره جدید آمریکا
در میان متحدان آمریکا، استرالیا به دلیل برخورداری از ذخایر قابلتوجه مواد معدنی حیاتی، صنعت معدن توسعهیافته و حضور شرکتهای بزرگ معدنی، جایگاه متفاوتی دارد. به همین دلیل، همکاری معدنی واشنگتن و کانبرا در ماههای گذشته وارد مرحلهای عملیتر شده و حمایت آمریکا از پروژههای استراتژیک استرالیا نیز افزایش یافته است.
یکی از نمونههای مهم این همکاری، پروژه Syerston اسکاندیوم در نیوساوتولز است که توسط شرکت Sunrise Energy Metals توسعه مییابد. دولت آمریکا برای این پروژه حدود ۴۰۰ میلیون دلار حمایت مالی در نظر گرفته است؛ اقدامی که نشان میدهد واشنگتن تنها به واردات مواد خام از متحدان خود فکر نمیکند، بلکه به دنبال ایجاد ظرفیت استخراج و فرآوری در خارج از چین نیز هست.
اهمیت Syerston در همین نقطه است؛ این پروژه قرار است اسکاندیوم تولید کند، فلزی که در ساخت آلیاژهای سبک و مقاوم و برخی کاربردهای هوافضایی و پیشرفته مورد استفاده قرار میگیرد. حمایت مالی آمریکا از چنین پروژهای نشان میدهد استرالیا میتواند بخشی از مواد مورد نیاز صنایع پیشرفته آمریکا را از طریق ایجاد زنجیرههای تأمین جدید و غیرچینی تأمین کند.
در واقع، استرالیا برای واشنگتن صرفاً یک منبع سنگ معدن نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد ایجاد زنجیرهای است که از استخراج و فرآوری آغاز میشود و در نهایت به صنایع پیشرفته آمریکا میرسد. همین موضوع، اهمیت شرکتهای بزرگ معدنی استرالیا را نیز در این معادله افزایش داده است.
BHP و Rio Tinto؛ پیوند استرالیا با معادن آمریکا
در این میان، نقش BHP و Rio Tinto تنها به فعالیتهای معدنی آنها در استرالیا محدود نمیشود. هر دو شرکت در پروژههای مهم معدنی داخل آمریکا نیز حضور دارند و همین موضوع آنها را به بازیگران مهم برنامه واشنگتن برای تقویت عرضه داخلی مواد معدنی تبدیل کرده است.
یکی از مهمترین نمونهها، پروژه Resolution Copper در آریزونا است؛ پروژهای که Rio Tinto با سهم ۵۵ درصد و BHP با سهم ۴۵ درصد در آن مشارکت دارند. این پروژه از آن جهت برای آمریکا اهمیت دارد که میتواند در صورت توسعه، بخش قابلتوجهی از نیاز این کشور به مس را تأمین کند.
به این ترتیب، حضور BHP و Rio Tinto در معادله جدید آمریکا از دو مسیر اهمیت پیدا میکند: از یک سو، این شرکتها به منابع و توانمندیهای گسترده صنعت معدن استرالیا متصل هستند و از سوی دیگر، در توسعه پروژههای استراتژیک داخل آمریکا نیز نقش دارند.
مس نیز در سالهای اخیر به یکی از محورهای اصلی سیاست معدنی واشنگتن تبدیل شده است؛ فلزی که علاوه بر کاربردهای سنتی، برای توسعه شبکه برق، انرژیهای تجدیدپذیر، خودروهای برقی، تجهیزات نظامی و زیرساختهای صنعتی مورد نیاز است.
از این منظر، راهبرد جدید آمریکا را نمیتوان صرفاً برنامهای برای افزایش استخراج چند ماده معدنی دانست. واشنگتن به دنبال ساخت زنجیرهای است که در آن معدن، فرآوری، پالایش و تولید مواد مورد نیاز صنایع پیشرفته تا حد امکان در داخل آمریکا یا میان کشورهای همپیمان این کشور توزیع شود.
در نهایت، رقابت معدنی آمریکا و چین وارد مرحلهای شده که در آن برخورداری از ذخایر زیرزمینی بهتنهایی کافی نیست و کنترل بر مسیر تبدیل سنگ معدن به ماده اولیه صنعتی و محصول نهایی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
در این معادله، استرالیا به پشتوانه ذخایر معدنی، زیرساخت صنعتی و شرکتهای بزرگ معدنکاری خود، میتواند یکی از حلقههای اصلی زنجیره تأمین جدید آمریکا باشد؛ زنجیرهای که هدف آن کاهش آسیبپذیری صنایع آمریکایی در برابر اختلالات عرضه و محدود کردن نفوذ چین بر گلوگاههای بازار جهانی مواد معدنی حیاتی است.