عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی گفت: در حالی که هدفگیری زیرساختهای حیاتی و صنعتی به یکی از ابزارهای فشار در بحرانهای اخیر تبدیل شده، آنچه معادله را تغییر داده، نه شدت حملات بلکه پایداری تولید در داخل کشور است؛ جایی که به گفته یک عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس، نهتنها چرخ کارخانهها از حرکت نایستاده، بلکه اراده برای بازسازی و ادامه مسیر، پررنگتر از همیشه دنبال میشود.
مصطفی پوردهقان اردکان، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس در گفتگو با فولادبان، با نگاهی تحلیلی به تحولات اخیر، ریشه حملات به زیرساختهای صنعتی را در ناکامی طرف مقابل در میدان نظامی ارزیابی میکند و معتقد است تغییر زمین بازی از جبهه نظامی به حوزههای اقتصادی و زیرساختی، نشانهای روشن از استیصال راهبردی است. زمانی که اهداف اعلامی در میدان محقق نمیشود، تلاش برای وارد کردن فشار از مسیرهای غیرمتعارف در دستور کار قرار میگیرد؛ مسیری که اینبار با هدفگیری مستقیم تولید و زیرساختهای حیاتی دنبال شده است.
او با اشاره به گستره این حملات توضیح میدهد که هدفها دیگر محدود به نقاط نظامی نیست و زیرساختهایی چون مدارس، مراکز درمانی، پلها و حتی واحدهای صنعتی را نیز در بر گرفته است؛ اقدامی که بهگفته وی، در چارچوب حقوق بینالملل نیز فاقد مشروعیت بوده و بهروشنی در زمره مصادیق جنایت جنگی قرار میگیرد. این تغییر رویکرد، بیش از آنکه یک دستاورد محسوب شود، پیامی از ناتوانی در پیشبرد اهداف اصلی تلقی میشود.
با این حال، آنچه در داخل کشور جریان دارد، روایت متفاوتی است. به گفته این عضو کمیسیون، برخلاف تصور طراحان این حملات، جریان تولید در کشور متوقف نشده و بخش عمده واحدهای صنعتی، بهویژه در حوزه فولاد، با ظرفیت مناسب در حال فعالیت هستند. حتی در مواردی که آسیبهایی به برخی واحدها وارد شده، واکنشها سریع، هدفمند و مبتنی بر توان داخلی بوده است.
او با تأکید بر نقش نیروی انسانی در این میان میگوید: کارگران و تکنسینها از همان لحظات ابتدایی پس از وقوع آسیب، وارد میدان شدهاند و فرآیند بازسازی را آغاز کردهاند. این واکنش سریع، نهتنها از توقف طولانیمدت تولید جلوگیری کرده، بلکه نشان داده است که زیرساخت انسانی کشور، مهمترین تکیهگاه در شرایط بحران است.
از نگاه این نماینده مجلس، همین پویایی درونزا باعث شده که نهتنها وقفهای جدی در زنجیره تولید ایجاد نشود، بلکه نوعی همبستگی و انسجام نیز در میان فعالان صنعتی شکل بگیرد. به تعبیر او، فشارهای بیرونی بهجای تضعیف، به تقویت اراده تولیدکنندگان انجامیده و انگیزهها برای حفظ پایداری اقتصادی را افزایش داده است.
در سطح سیاستگذاری نیز، تحرکاتی برای پشتیبانی از این روند در جریان است. او از رایزنیهای انجامشده با وزارت صنعت، معدن و تجارت خبر میدهد و تأکید میکند که تأمین نقدینگی برای واحدهای آسیبدیده، یکی از اولویتهای اصلی است. هدف از این اقدام، تسریع در بازگشت خطوط تولید به مدار و جلوگیری از بروز اختلال در عرضه عنوان میشود.
این عضو کمیسیون همچنین به وضعیت بازار فولاد و آهن اشاره کرده و با رد نگرانیها درباره کمبود، توضیح میدهد که بهدلیل فعال بودن بخش عمده واحدها، از نظر عرضه مشکل حادی وجود ندارد. با این حال، او بر ضرورت مدیریت بازار تأکید دارد و معتقد است که برای جلوگیری از نوسانات قیمتی، باید نظارتها بر شبکه توزیع تقویت شود.
به گفته وی، استفاده از ذخایر موجود و تزریق هدفمند به بازار، در کنار کنترل دقیق بر عملکرد واحدهای عمدهفروش و خردهفروش، میتواند به تثبیت قیمتها کمک کند. او هشدار میدهد که در شرایط حساس، هرگونه اختلال در تنظیم بازار میتواند آثار روانی و اقتصادی قابل توجهی به همراه داشته باشد.
در مجموع، آنچه از این روایت برمیآید، تقابل دو رویکرد است؛ از یک سو تلاش برای ایجاد اختلال از طریق هدفگیری زیرساختها، و از سوی دیگر، تداوم تولید با اتکا به توان داخلی، مدیریت میدانی و هماهنگی سیاستی. نتیجه این تقابل، دستکم تا اینجا، به نفع پایداری صنعتی رقم خورده است.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد مهمترین پیام، نه در شدت بحران بلکه در نحوه مواجهه با آن نهفته است؛ جایی که صنعت، بهجای عقبنشینی، به نقطه اتکای ثبات اقتصادی تبدیل شده و نشان داده است که حتی زیر فشار نیز میتواند ایستادگی کند.