پیشبینیها تا پایان ۲۰۲۰ از برتری داوجونز در مسیر رکوردها خبر میدادند، اما فقط پنج سال کافی بود تا طلا همه معادلات را برهم بزند. جهش کمسابقه قیمت در سایه جنگها، نااطمینانیهای سیاسی و تزلزل دلار، این فلز زرد را به بازیگر اصلی بازارهای جهانی بدل کرد.
در پایان سال ۲۰۲۰، براساس روندهای تاریخی از ۱۹۸۵ تا آن زمان، تحلیلگران انتظار داشتند شاخص داوجونز تا ۲۰۲۷ به ۵۰ هزار واحد برسد و طلا نیز در حدود ۲۰۳۵ مرز ۵ هزار دلار را لمس کند.
اما مسیر بازار در پنج سال اخیر مسیر دیگری پیمود؛ قیمت طلا بین ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ تقریباً دو برابر شد و عملاً رقابت را به سود فلز زرد تغییر داد.
در مورد داوجونز، ورود سیل سرمایه به بازارهای آمریکا پس از همهگیری کرونا رشد شاخص را تسریع کرد، اما این رشد هیچگاه با جهش خیرهکننده طلا قابلمقایسه نبود.
در تحلیلها، بیثباتیهای ژئوپلیتیکی نقش محوری دارند. از جنگ روسیه و اوکراین گرفته تا تنشهای خاورمیانه و سیاستهای تجاری دولت دونالد ترامپ، همه به افزایش تقاضا برای داراییهای امن دامن زدند.
در کنار این عوامل، نگرانیهای تورمی و احتمال مداخله سیاسی در تصمیمهای فدرال رزرو نیز جذابیت طلا را بیشتر کردند. گرچه با معرفی کوین وارِش بهعنوان رئیس بعدی فدرال رزرو بخشی از این نگرانیها فروکش کرد و قیمت طلا اندکی عقب نشست، اما همچنان بالاتر از مرز ۵ هزار دلار باقی مانده است.
تضعیف اعتماد جهانی به دلار باعث شد بانکهای مرکزی بهویژه در آسیا خرید طلا را افزایش دهند.
گزارش شورای جهانی طلا (World Gold Council) نشان میدهد خرید شمش و سکه در چین در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال قبل ۲۸ درصد رشد داشته و صندوقهای قابل معامله طلا (ETFها) نیز با ورود سنگین سرمایهگذاران روبهرو شدهاند.
عبور از مرزهای نمادین نظیر ۵ هزار دلار یا ۵۰ هزار واحد معمولاً «آستانههای روانی» خوانده میشوند، اما دادههای تاریخی نشان میدهد تأثیر این نقاط عطف کوتاه و شکننده است. پس از هر رکورد داوجونز، گاهی رشد دو رقمی و گاهی عقبنشینی دیده شده است.
به همین دلیل، نباید هیجان ناشی از رکوردها را با چشمانداز واقعی بازار یکی دانست. نقاط عطف برای تیتر رسانهها جذاباند، اما راهنمای پایدار سرمایهگذاری نیستند.