با نزدیک شدن به روزهای اوج سرما، بار دیگر مسئله تأمین پایدار سوخت به یکی از اصلیترین چالشهای کشور تبدیل شده است. اگرچه ایران از نظر ذخایر گاز طبیعی در جایگاه دوم جهان قرار دارد، اما ناترازی میان تولید، ذخیرهسازی و مصرف، هر زمستان شبکه انرژی، نیروگاهها و صنایع بزرگ را در معرض فشار و محدودیت قرار میدهد.
به گزارش فولادبان، ورود به روزهای اوج سرما در فصل سرد سال، بهطور سنتی مهمترین آزمون پایداری نظام تأمین انرژی کشور محسوب میشود؛ آزمونی که بیش از هر چیز بر کفایت ذخایر گاز طبیعی و سوختهای مایع تمرکز دارد. ایران با برخورداری از منابع عظیم گازی، در ظاهر نباید با بحران انرژی مواجه باشد، اما تجربه سالهای اخیر نشان داده است که چالش اصلی نه در کمبود منابع، بلکه در ضعف مدیریت مصرف، ذخیرهسازی و بهرهوری نهفته است.
در ماههای گرم سال، ظرفیت تولید روزانه گاز کشور به بیش از یک میلیارد مترمکعب میرسد، اما با آغاز زمستان و افزایش مصرف خانگی و تجاری، این ظرفیت عملاً تحت فشار قرار میگیرد. در روزهای اوج مصرف، سهم مصرف خانگی گاه به ۶۵ تا ۷۰ درصد کل گاز تولیدی کشور میرسد؛ وضعیتی که تأمین پایدار سوخت صنایع و نیروگاهها را با دشواری جدی مواجه میکند.
در این میان، ذخیرهسازی گاز همچنان یکی از نقاط ضعف ساختاری تراز انرژی کشور به شمار میرود. اگرچه مخازنی مانند شوریجه و سراجه در سالهای اخیر توسعه یافتهاند، اما سهم گاز ذخیرهشده از مصرف زمستانی با استانداردهای جهانی فاصله قابلتوجهی دارد؛ فاصلهای که در صورت بروز سرمای زودرس یا طولانی، میتواند به افت فشار و ناپایداری شبکه گاز منجر شود.
در بخش سوخت مایع، وضعیت تا حدی متفاوت است. ذخایر نفتگاز و نفتکوره نیروگاهی نسبت به برخی سالهای بحرانی گذشته بهبود یافته و پرسازی مخازن نیروگاهی زودتر آغاز شده است. با این حال، استفاده گسترده از سوخت مایع، علاوه بر افزایش هزینه تولید برق، تبعات زیستمحیطی و اجتماعی قابلتوجهی به همراه دارد و نمیتواند راهحلی پایدار برای جبران کمبود گاز باشد.
فریدون برقعی، کارشناس انرژی، با اشاره به الگوی سینوسی مصرف گاز در فصل سرد، تأکید میکند که مسئله اصلی کشور کمبود منابع نیست، بلکه ناترازی مزمن میان تولید، ذخیرهسازی و الگوی مصرف است. به گفته او، در بسیاری از کشورهای سردسیر، ۱۵ تا ۲۰ درصد مصرف سالانه گاز از محل ذخایر زیرزمینی تأمین میشود، در حالی که این سهم در ایران بهمراتب کمتر است.
نیروگاههای برق نیز در خط مقدم این ناترازی قرار دارند. اگرچه ظرفیت نصبشده نیروگاهی کشور از ۹۰ هزار مگاوات عبور کرده، اما راندمان پایین بخش قابلتوجهی از نیروگاههای حرارتی باعث میشود در زمستان، سوخت بیشتری برای تولید برق مصرف شود. در شرایط محدودیت گاز، نیروگاهها به استفاده از سوخت مایع روی میآورند؛ موضوعی که هم هزینه تولید برق را افزایش میدهد و هم آلودگی هوا را تشدید میکند.
صنایع بزرگ از جمله فولاد، سیمان و پتروشیمی نیز هر زمستان با محدودیت یا قطع گاز مواجه میشوند. اگرچه این سیاست با هدف حفظ گاز خانگی اجرا میشود، اما پیامد آن کاهش تولید، افت صادرات و افزایش هزینه تمامشده کالاهاست؛ پیامدی که اثرات آن در سطح کلان اقتصادی قابلچشمپوشی نیست.
بررسی تجربه زمستانهای گذشته نشان میدهد اتکا به مدیریت مقطعی بحران، راهکاری پایدار برای امنیت انرژی کشور نیست. کارشناسان بر این باورند که اصلاح الگوی مصرف، افزایش بهرهوری نیروگاهها، توسعه ظرفیت ذخیرهسازی گاز و تنوعبخشی به سبد انرژی، تنها مسیر عبور کمهزینه از زمستانهای پیشرو