نرخ ارز داخلی به عاملی غالب و تعیینکننده در بازار سرمایۀ ایران تبدیل شده و جهشهای قیمتی بیسابقهای را رقم زده است.
صبح امروز خیابان فردوسی تهران، مرکز سنتی خرید و فروش ارز و طلا، شاهد فضایی آمیخته با احتیاط، تردید و نگرانی بود. برخلاف روزهای اوج هیجانی که افزایش نرخ ارز، صفهای خرید را به دنبال داشت، اکنون سکوتی نسبی بر این خیابان حاکم شده است. معاملهگران خرد، به دلیل ترس از خرید در سقف قیمتی ناشی از نوسانات لحظهای دلار، از ورود به بازار پرهیز میکنند. جایی که فروشندگان نیز به دلیل ریسک نگهداری موجودی در شرایط نوسان شدید، با احتیاط بسیار اقدام به قیمتگذاری میکنند. این رکود در مبادلات، نشانهای واضح از سردرگمی فعالان بازار در مواجهه با عدم قطعیتهای شدید متغیر داخلی است.
بازار داخلی ایران با یک پارادوکس قیمتی مواجه شده است: نرخ ارز داخلی به عاملی غالب تبدیل شده و قیمت طلا و سکه را به مرزهای جدیدی رسانده است. این افزایش نرخ، که در سکۀ تمام بهار طرح جدید به بیش از ۲۰۰ میلیون تومان رسیده و هر گرم طلای ۱۸ عیار را با افزایش چشمگیری از مرز ۲۰ میلیون تومان عبور داده است، سبب شده تا حجم مبادلات به پایینترین سطح خود برسد. این تحلیل به بررسی اثرگذاری نوسانات ارزی بر بازار طلا و سکه و افزایش حباب قیمتی آن میپردازد.
بازار طلا و سکه در ایران، به دلیل ماهیت ذخیرهای و سرمایهای خود، همواره تابعی از دو متغیر کلیدی است: قیمت جهانی اونس طلا و نرخ برابری ریال در برابر ارزهای مرجع (به ویژه دلار). اما به نظر میرسد در شرایط فعلی، متغیر دوم، یعنی نرخ ارز داخلی، به عاملی مسلط و تعیینکننده تبدیل شده است که بر سیگنالهای جهانی غلبه کرده است.
دادههای ارائه شده از سوی اتحادیه فروشندگان و سازندگان طلا، جواهر و نقره استان تهران، به وضوح این دوگانگی را آشکار میسازد. در یک بازه زمانی کوتاه، شاهد افزایش جهانی حدود ۴۱۷ دلار در هر اونس طلا بودهایم، اما همزمان، بازار داخلی با افزایش قیمت همراه بوده است. نکته قابل تأمل این است که حتی روز گذشته با وجود کاهش ۹ دلاری قیمت جهانی (از ۵۰۹۲ دلار به ۵۰۸۳ دلار)، نوسانات نرخ ارز داخلی موجب شده است که اثر کاهشی جهانی خنثی شده و با رشد قیمتها نیز همراه باشد. این نشان میدهد که ریسک ناشی از نوسان نرخ ارز به حدی بر انتظارات معاملهگران غلبه کرده که سیگنالهای بینالمللی نقش حاشیهای پیدا کردهاند. البته باید گفت امروز چهارشنبه ۸ بهمن، یعنی زمان نوشتن این گزارش، طلای جهانی مجددا افسار برید و قلۀ ۵ هزار و ۲۰۰ دلاری را فتح کرد.
یکی از مهمترین شاخصهای تحلیل بازار در این شرایط، وضعیت حباب سکه است. حباب سکه، که تفاوت بین قیمت سکه در بازار آزاد و ارزش ذاتی آن (بر اساس قیمت طلا و ارز) است، نشاندهنده انتظارات تورمی و سطح ریسکپذیری بازار است و فعالان بازار، به جای اتکا به قیمت جهانی، بر اساس انتظارات خود از آینده نرخ ارز، قیمتگذاری میکنند. این افزایش حباب به معنای خرید دارایی به قیمتی بالاتر از ارزش واقعی آن است که ریسک معاملات کوتاهمدت را به شدت بالا میبرد.
در نتیجه این نوسانات شدید، تأثیر مستقیم بر حجم معاملات مشهود است. با وجود این جهشهای قیمتی، گزارشها حاکی از آن است که حجم مبادلات به حداقل رسیده است. این رکود در معاملات، در شرایطی که فعالان بازار از نوسانات شدید متضرر شدهاند، نشاندهنده خروج خریداران خرد از بازار به دلیل ترس از ضرر و کاهش قدرت خرید است. معاملهگران ترجیح میدهند منتظر ثبات بمانند تا ریسک از دست دادن سرمایه در معاملات کوتاهمدت را کاهش دهند. این وضعیت نشان میدهد که بازار در فاز «انتظار و احتیاط» قرار دارد، نه در فاز رونق خرید و فروش.
شرایط فعلی بازار طلا و سکه، نمونه بارزی از نفوذپذیری اقتصاد داخلی در برابر تغییرات نرخ ارز است. با توجه به این عدم قطعیتها در هر دو جبهه (بازار جهانی و داخلی)، پیشبینی قطعی در مورد آینده قیمتها عملاً غیرممکن است. توصیه اصلی فعالان و سازندگان بازار به مردم، یعنی اقدام با دقت و صبر بیشتر و ورود به معاملات تنها پس از ثبات قیمتها، یک استراتژی دفاعی عقلانی در محیطی با نوسانات شدید است. تا زمانی که نرخ ارز مرجع در داخل کشور ثبات نیابد، قیمت طلا و سکه نیز به عنوان یک دارایی حائل، نوسانات شدیدی را تجربه خواهد کرد.