بررسیهای میدانی و تحلیلی از بازار ارز در ماههای اخیر نشان میدهد که افزایش نرخ ارز، نتیجه تعامل پیچیدهای از سه متغیر کلان اقتصادی یعنی تورم مزمن، رشد بیرویه نقدینگی و تشدید تنشهای نظامی و سیاسی (جنگ) است. این گزارش به واکاوی ابعاد این موضوع و ارائه تحلیلی از وضعیت موجود میپردازد.
به گزارش فولادبان، روند صعودی نرخ ارز در هفتهها و ماههای گذشته، نگرانیها را درباره آینده تورم، کاهش قدرت خرید خانوارها و وضعیت تولید افزایش داده است. شواهد حاکی از آن است که در شرایط کنونی، متغیرهایی نظیر تشدید ریسکهای سیاسی، محدودیت دسترسی به منابع ارزی، افزایش هزینههای دولت، کسری بودجه و رشد تقاضای احتیاطی برای ارز، نقشی تعیینکننده در تعیین مسیر بازار دارند. در این میان، مداخله بانک مرکزی صرفاً میتواند از شدت نوسانات بکاهد، نه اینکه ریشههای ساختاری افزایش نرخ را خنثی کند.
براساس تحلیلهای انجامشده، افزایش نرخ ارز پدیدهای جدای از تورم عمومی نیست. زمانی که سطح عمومی قیمتها در اقتصاد افزایش مییابد، قیمت ارز نیز بهعنوان یک کالای مالی تحت تأثیر قرار میگیرد. در سه ماه گذشته، رشد شدید قیمت بسیاری از کالاها (برخی بیش از دو برابر و بسیاری دیگر حداقل ۵۰ درصد) رخ داده است که بهصورت طبیعی، نرخ ارز را نیز تحت فشار قرار داده است.
تزریق نقدینگی گسترده در ماههای اخیر، یکی از محرکهای اصلی افزایش نرخ ارز بوده است. دولت ناچار به افزایش هزینهها بوده و از سوی دیگر، آسیب به بخش تولید (بهویژه صنایع کلیدی مانند پتروشیمی) هزینههای تولید را افزایش داده است. مجموعه این عوامل، فشارهای تورمی را تشدید کرده و در نهایت خود را در قالب افزایش تقاضا برای ارز نشان داده است. نکته قابل تأمل اینکه نرخ سود بانکی در شرایط تورم بالا، جذابیتی برای سپردهگذاری ندارد و این امر، خروج منابع از بانکها و حرکت آن به سمت بازارهای دارایی (از جمله ارز) را تسریع کرده است.
تنشهای نظامی و سیاسی اخیر بهعنوان یک عامل مضاعف عمل کرده است. تشدید نااطمینانی، تقاضا برای داراییهای امن نظیر ارز، طلا و سکه را بهشدت افزایش داده است. اگرچه در ماههای ابتدایی جنگ، نرخ ارز جهش نکرد، اما این امر عمدتاً به دلیل سرکوب موقت تقاضا (ناشی از کاهش واردات) و مدیریت بانک مرکزی بود. تجربه نشان میدهد که آثار اقتصادی جنگ معمولاً با فاصله زمانی دو تا سه ماهه بروز میکند و هماکنون این آثار در بازار ارز در حال نمایان شدن است.
مدیریت بازار ارز در شرایط فعلی، نیازمند بازنگری جدی در سیاستهای پولی و بانکی است. مهمترین راهکارهای پیشنهادی عبارتند از:
اصلاح نرخ سود بانکی: افزایش نرخ سود به سطحی متناسب با تورم، برای ایجاد انگیزه سپردهگذاری و جلوگیری از خروج نقدینگی از سیستم بانکی.
مدیریت هدفمند نقدینگی: جلوگیری از تزریق بیرویه پول و کنترل کسری بودجه از طریق انضباط مالی.
مدیریت انتظارات: شفافسازی سیاستهای ارزی و جلوگیری از شوکهای ناگهانی به بازار.
در صورت عدم اتخاذ تدابیر مؤثر در این زمینه، خطر تشدید تورم و افزایش بیشتر نرخ ارز وجود خواهد داشت. حفظ نرخ ارز در محدوده قابل قبول تا پایان سال، مستلزم بهکارگیری همه ابزارهای اقتصادی و هماهنگی بین سیاستهای مالی و پولی است. موفقیت در این مسیر، بهعنوان یک دستاورد بزرگ در مدیریت اقتصادی تلقی خواهد شد.