با وجود ادعای محدودیت شدید گاز، آمار انجمن فولاد از رشد تولید در ۱۰ ماهه ۱۴۰۴ خبر میدهد؛ تناقضی که شفافسازی را ضروری کرده است.
به گزارش فولادبان، هر سال که زمستان از راه میرسد، روایت تکراری صنعت فولاد یعنی ناترازی انرژی و خطر توقف تولید نیز آغاز میشود؛ امسال هم همین سناریو با شدت بیشتری تکرار شد، از دستور صریح رئیسجمهور برای عدم قطع گاز صنایع صادراتمحور گرفته تا گلایههای مکرر انجمن فولاد از اجرا نشدن مصوبات دولت. براساس آمار رسمی انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، تولید کل محصولات فولادی کشور در ۱۰ ماهه ابتدایی سال ۱۴۰۴ با رشد ۲٫۳ درصدی به بیش از ۱۸٫۷ میلیون تن رسیده و تولید محصولات میانی نیز ۸.۱ درصد افزایش یافته و ۲۷.۲ میلیون تن را به ثبت رسانده است. حال بین این همه هشدار و اعتراض، یک سوال جدی وجود دارد، اگر گاز نیست و تولید متوقف شده، پس این رشد تولید از کجا آمده است؟
از طرفی، تولید آهن اسفنجی با رشد قابل توجه ۱۳.۸ درصدی به بیش از ۳۴.۵ میلیون تن رسیده که در صنعت فولاد، این محصول بیشترین میزان مصرف گاز را دارد و رشد تولید در حالی رخ داده که فعالان این حوزه از محدودیتهای بیسابقه گاز سخن میگویند. این دو تصویر با هم سازگار نیستند، از یک سو معاون اجرایی انجمن فولاد از محدودیت ۳۰ تا ۵۰ درصدی گاز و از دست رفتن سالانه ۴ میلیارد دلار ارزش تولید سخن میگوید و حتی محدودیت ۵۰ درصدی را معادل تعطیلی واحدهای احیا میداند. از طرفی آمار رسمی انجمن نشان میدهد نه تنها تولید متوقف نشده؛ بلکه در برخی حلقههای زنجیره رشد دو رقمی ثبت شده است. با این وجود آیا صنعت فولاد همزمان هم نیمهتعطیل است و هم در حال رکوردزنی؟
البته نمیتوان منکر ناترازی انرژی در کشور شد؛ واقعیت این است که شبکه گاز و برق کشور با چالشهای جدی مواجه شده و صنایع بزرگ همانند پتروشیمی نیز از این وضعیت مستثنی نیستند؛ اما مسئله اینجاست که صنعت فولاد طی سالهای گذشته همواره از انرژی ارزان به عنوان یک مزیت رقابتی بهره برده و سودهای قابل توجهی کسب کرده است.
همچنین برخی فعالان فولادی میگویند برای کاهش مصرف انرژی، نیروگاه احداث کردهاند؛ اما اگر این اقدامات کافی بوده، چرا با هر موج سرما یا گرما، اولین مطالبه آنان معافیت از محدودیت است؟ در سالهایی که سودهای کلان ناشی از گاز ارزان به جیب فولادیها رفت، چه میزان سرمایهگذاری در بهینهسازی مصرف انرژی، بازیافت حرارتی یا احداث نیروگاههای اختصاصی انجام شد؟
مسئله اما فقط گلایه فولادیها از محدودیت گاز نیست؛ موضوع اصلی نحوه توزیع یک منبع یارانهای و کمیاب است. اگر قرار است منابع محدود کشور مدیریت شود، اولویت باید با صنعتی باشد که از هر مترمکعب گاز، بیشترین ارزش اقتصادی و کمترین اتلاف را مانند پتروشیمی خلق میکند؛ نه صنعتی که صرفاً صدای بلندتری در رسانه دارد.
صنعت فولاد درست میگوید که محدودیتهای انرژی میتواند تولید و صادرات را تحت تأثیر قرار دهد؛ اما افکار عمومی هم حق دارد بپرسد چرا با وجود ادعای تعطیلی ۳۰ تا ۵۰ درصدی، آمار رسمی از رشد تولید حکایت دارد؟ شاید بهتر باشد صنعت فولاد به جای تأکید مداوم بر نداشتن گاز، گزارشی شفاف از میزان واقعی کاهش تولید، سرمایهگذاری در بهینهسازی انرژی و سهم خود در تشدید ناترازی ارائه دهد. بر همین اساس، به نظر میرسد تناقض میان گلایه از گاز و رشد تولید، نشان میدهد که ماجرا پیچیدهتر از یک روایت ساده کمبود انرژی است؛ روایتی که نیازمند شفافیت بیشتر و مسئولیتپذیری دوطرفه است.